تبليغاتX
الهه ی شرقی
الهه ی شرقی
*~*~آپ آخر~*~*


سلام مهربوناي من

اون روزي كه هميشه ازش متنفر بودم بالاخره رسيد

روز جدايي و خداحافظي

 هيچوقت فكر نميكردم اين روز به اين زوديا سر برسه

 اما مثل اينكه روزگار دلش ميخواد من هميشه تنها باشم

من تا مدتي ديگه نيستم اگه عمري باقي بود شايد دوباره برگشتم وادامه دادم و اگر هم نه...

توي اين مدت اخير همگي لطف ميكردين سر ميزدين اما  اصلا نتونستم بيام سر بزنم و محبتاتونو جبران كنم

خيلي دلم ميخواست توي اين چند روز آخر بيشتر پيشتون باشم اما حيف نشد

 از صميم قلب ازتون تشكر ميكنم كه توي اين چند ماه منو به عنوان عضو كوچيك و ناچيزي از اين خانواده 

بزرگ بين خودتون پذيرفتين

 توي اين مدت خيلي سعي كردم با رفتارم كسي رو از خودم نرنجونم اگر دل كسي رو شكستم و يا ناراحتش

كردم ازش خواهش ميكنم كه منو ببخشه

اينقدر واسم عزيز هستين كه دلم نميخواد حتي لحظه اي ناراحت باشين

دلم خيلي خيلي خيلي خيلي واسه همتون تنگ ميشه

 و تك تكتون رو از صميم قلب دوست دارم به اندازه ي تموم دنيا اونقدر زياد كه نميتونم بيان كنم

 به خدا ميسپارمتون

مواظب خودتون باشين

Image and video hosting by TinyPic 

 

     من كه ميترسيدم از هجرت دوست كاش ميدانستم

  روزگاري كه به هم نزديكيم چه بهايي دارد

  كاش ميدانستم كه چرا مرغ مهاجر

 وقت پرواز به خود ميلرزد..........



| *| نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 20:1 توسط فرزانه |
*~*~هنوزم دوست دارم....~*~*

 Image and video hosting by TinyPic

23jsrj7.gifیكروز در نگاهت می‌بینم كه مرا به سوی خود می‌خوانی و روز دیگر  مرا از خود میرانی.23jsrj7.gif

b8les.gif

 23jsrj7.gifیكروز گرمی دستانت عشق را فریاد می‌زند و یكروز سردی دستانت جدایی را23jsrj7.gif

 b8les.gif

23jsrj7.gifیكروز لبخندت شادی را برایم به ارمغان می‌آورد و روز دیگر پوزخندت غمهای دنیا را23jsrj7.gif 

b8les.gif

 23jsrj7.gifو من مانده بر سر دو راهی كدامین نگاهت را باور كنم؟23jsrj7.gif


b8les.gif

23jsrj7.gifدلم می‌خواهد تا ابد دوستت بدارم, دستانم می‌خواهند تا توان دارند برای تو بنویسند23jsrj7.gif

b8les.gif

23jsrj7.gif قلبم می‌خواهد  تا زمانی كه می‌تپد برای تو بتپد و چشمانم می‌خواهند تا روزی كه می‌بینند تو را ببینند23jsrj7.gif

b8les.gif

 23jsrj7.gifاما نگاههای تو فریادهاشان را در گلو خفه میكند.23jsrj7.gif

b8les.gif

23jsrj7.gifچشمانم به سوی توست و دستانم نیز..... تنها بگذار آخرین سخنم این باشد كه : 23jsrj7.gif

23jsrj7.gif« هنوز هم دوستت دارم »23jsrj7.gif

  

 2n6rxas-1---1-.gif



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 5:15 توسط فرزانه |
*~*~فاصله بین من و تو~*~*

 

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

 

 من تو را به کسی هدیه می دهم که از من عاشق تر باشد و از من برای تو مهربان تر.
من تو را به کسی هدیه می دهم
که صدای تو را از دور، در خشم،در مهربانی ،در دلتنگی، در خستگی،در هزار همهمه ی دنیا یکه و تنها بشناسد.
او باید از نگاه سبز تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت آفتابی است؛یا آن دلی که من برایش می میرم، سرد و بارانی است.
ای.... ،ای بهانه ی زنده بودنم  من تو را به کسی هدیه می دهم
که قلبش بعد از هزار بار دیدن تو  باز هم به دیوانگی و بی پروایی اولین نگاه من بتپد.
همان طور عاشق
همان طور مبهوت و مبهم...
تو را با دنیایی حسرت به او خواهم بخشید؛
ولی آیا او از من عاشق تر و از من برای تو مهربان تر است؟
آیا او بیشتر از من برای تو گریسته است؟؟

 

 Image and video hosting by TinyPic

 

 نه... هرگز...هرگز
ولی، تو در عین ناباوری، او را برگزیدی...
می دانم... من دیر رسیدم...خیلی دیر...خیلي
یك بار دیگر بگذار بی ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برایت تنگ می شود.
روزهایی که تو را نمی بینم، به آرزوهای خفته ام می اندیشم
به فاصله بین من و تو...
هر روز به خود می گویم کاش شیشه عمر غرورم را شکسته بودم کاش به تو می گفتم که 
      عاشقانه دوستت دارم تا ابد       

 

 



| *| نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387 و ساعت 11:46 توسط فرزانه |
*~*~خانه ای ساخته ام~*~*

z6xu7jk0yjj7y4bi1yj7.jpg

5807.gifخانه ای ساخته ام

درته کوچه ی عشق5807.gif

5807.gifو در آن نزدیکی

جوی مهری جاری5807.gif

5807.gifسقف آن؛ آبی، آبی

پشت هر پنجره اش5807.gif

5807.gifغنچه هایی که نفس در گل دارد

و حصارش سوگند5807.gif

5807.gifو نگاهش به تو و جاده و عشق

که شبی

پای بر دیده ی ما بگذاری5807.gif

z6xu7jk0yjj7y4bi1yj7.jpg



| *| نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 و ساعت 22:10 توسط فرزانه |
*~*~تویی پادشاه کلبه ی حقیرانه ی قلبم~*~*

1220779170.gifمن محکوم شدم به تنهایی...

کوله بارم را به دستم دادی و مرا از جزیره قلبت تبعید کردی به دوردست ها..... 1220779170.gif
1220779170.gifآنقدر دور که هوای برگشتن به سرم نزند.....

تو برای مجازات کسی که نمی دانست مرتکب کدامین گناه بود که مجازاتی این چنین سنگین برایش رقم خورد نیازی نبود وامدار این همه فاصله شوی1220779170.gif

1220779170.gifشایداین من بودم که نمی دانستم درآستان قصر پادشاهی قلبت صادقانه دوست داشتن جرم است و گناهی بزرگ.......

نترس.....

سرزنشت نمی کنم1220779170.gif

نای برگشتن را هم ندارم

1220779170.gifهمان یک ذره نیرو و توانی را هم که داشتم خرج دلتنگی هایم کردم......
درست است ناعادلانه مجازاتم کردی و در کمال بی انصافی و نهایت دلبستگی مرا از خود راندی1220779170.gif
اما آیا می دانستی هنوز هم تویی آن پادشاه کلبه حقیرانه قلبم؟!!!!!!!!!!!!
1220779170.gif

Image and video hosting by TinyPic



| *| نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 7:25 توسط فرزانه |
*~*~مراحل عاشقی~*~*

وقتی یه روز دیدی خودت اینجایی و دلت یه جای دیگه … بدون كه كار از كار گذشته و تو عاشق شدی طوری میشه كه قلبت فقط و فقط واسه عشق می تپه 4cb29g8.gifچقدر قشنگه عاشق بودن و مثل شمع سوختن  همه چی با یک نگاه شروع میشه...این نگاه مثل نگاهای دیگه نیست ، یه چیزی داره که اونای دیگه ندارن محو زیبایی نگاهش میشی ، تا ابد تصویر نگاهش رو توی قلبت حبس می كنی ، نه اصلا می زاریش توی یه صندوق ، درش رو هم قفل می كنی تا كسی بهش دست نزنه

حتی وقتی با عشقت روی یه سكو می شینی و واسه ساعتهای متمادی باهاش حرفی نمی زنی ، وقتی ازش دور میشی احساس می كنی قشنگترین گفتگوی عمرت رو داشتی

می بینی كار دل رو؟

شب می آی كه بخوابی مگه فكرش می زاره؟! خلاصه بعد یه جنگ وجدال طولانی با خودت چشاتو رو هم می زاری ولی.... همش از خواب میپری ....از چیزی میترسی

صبح كه از خواب بیدار میشی نه می تونی چیزی بخوری نه می تونی كاری انجام بدی ، فقط و فقط اونه كه توی فكر و ذهنت قدم می زنه....به خودت می گی ای بابا از درس و زندگی افتادم ! آخه من چمه ؟

راه می افتی تو كوچه و خیابون هر جا كه میری هرچی كه می بینی فقط اونه ، گویا كه همه چی از بین رفته و فقط اون مونده طوری بهش عادت می كنی كه اگه فقط یه روز نبینیش دنیا به آخر میرسه

وقتی با اونی مثل اینكه تو آسمونا سیر می كنی وقتی بهت نگاه می كنه گویا همه دنیا رو بهت میدن

گرچه عشق نه حرفی می زنه و نه نگاهی می كنه آخه خاصیت عشق همینه آدم رو عاشق می كنه و بعد ولش می كنه به امون خدا

وقتی باهاته همش سرش پائینه....تو دلت می گی تورو خدا فقط یه بار نیگام كن آخه دلم واسه اون چشای قشنگت یه ذره شده  دیگه از آن خودت نیستی

بدجوری بهش عادت كردی ! مگه نه ؟ یه روزی بهت میگه كه می خواد ببینتت

.سراز پا نمی شناسی حتی نمیدونی چی كار كنی

فقط دلت شور میزنه آخه شب قبل خواب اونو دیدی

خواب دیدی که همش از دستت فرار میکنه

هیچوقت براش گل رز قرمز نگرفتی ...چون بهت گفته بود همش دروغه تو هم نخواستی فکر کنه تو دروغ میگی آخه از دروغ متنفره وقتی اون رو می بینی با لبخند بهش میگی خیلی خوشحالی که امروز میبینیش

ولی اون

سرش رو بلند می كنه و تو چشات زل میزنه و بهت میگه

اومدم بهت بگم ، بهتره فراموشم كنی  دنیا رو سرت خراب میشه همه چی رو ازت می گیرن همه خوشبختیهای دنیا رو

بهش می گی من … من … من

از جاش بلند میشه و خیلی آروم دستت رو میبوسه میذاره رو قلبش و بهت میگه خیلی دوستت دارم 4cb29g8.gifوبرای همیشه تركت می كنه دیگه قلبت نمی تپه دیگه خون تو رگات جاری نمیشه

یه هویی صدای شكستن چیزی می آد دلت می شكنه و تكه های شكستش روی زمین میریزه

دلت میخواد گریه کنی ولی یادت می افته بهش قول داده بودی که هیچوقت به خاطر اون گریه نمیکنی چون میگفت اگه یه قطره اشک از چشمای تو بیاد من خودم رو نمیبخشم

دلت میخواد بهش بگی چقدر بی رحمی که گریه رو ازم گرفتی ولی اصلا هیچ صدایی از گلوت در نمیاد

بهت میگه فهمیدی چی گفتم ؟با سر بهش میگی آره

وقتی ازش میپرسی چرا؟؟؟میگه چون دوستت دارم4cb29g8.gif

انگشتری رو که تو دستته در میاری آخه خیلی اونو دوست داره بهش میگی مال تو

ازت میگیره ولی دوباره تو انگشتت میکنه ...میگه فقط تو دست تو قشنگه

بعد دستت رو محکم فشار میده و تو چشمات نگاه میکنه و  میره......بعد اون روز دیگه دلت نمیخواد چشمات رو باز  كنی آخه اگه بازشون كنی باید دنیای بدون اون رو ببینی

تو دنیای بدون اون رو می خوای چی كار ؟و برای همیشه یه دل شكسته باقی می مونی

دل شكسته ای كه تنها چاره دردش اونه.........

 

2zpo7er.jpg-94637



| *| نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت 9:59 توسط فرزانه |
*~*~!!!!دستمال کاغذی عاشق~*~*

14b2is3.gifدستمال كاغذي به اشك گفت قطره قطره ات طلاست  

يك كم از طلاي خود حراج مي كني؟14b2is3.gif

عاشقم با من ازدواج مي كني!؟

14b2is3.gifاشك گفت : ازدواج اشك و دستمال كاغذي

تو چقد ساده اي خوش خيال كاغذي14b2is3.gif

14b2is3.gifتوي ازدواج ما تو مچاله مي شوي چرك مي شوي وتكه اي زباله مي شوي

پس برو بي خيال باش14b2is3.gif-16113

عاشقي كجاست!!

14b2is3.gifتو فقط دستمال باش

14b2is3.gifدستمال كاغذي دلش شكست گو شه اي كنار جعبه اش نشست

گريه كردو گريه كرد

تن نازك و سفيدش دويد درخون درد14b2is3.gif

آخرش دستمال كاغذي مچاله شد

14b2is3.gifمثل تكه اي زباله شد

او ولي شبيه ديگران نشد

چرك و زشت مثل اين و ان نشد14b2is3.gif

رفت اگرچه توي سطل اشغال

14b2is3.gifپاك بودوعاشق و زلال

اوبا تمام دستمال هاي كاغذي فرق داشت

چون او درميان قلب خود دانه هاي اشك داشت14b2is3.gif



| *| نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت 9:53 توسط فرزانه |
*~*~محاکمه ی عشق~*~*

جلسه محاكمه عشق بود و قاضی عقل
عشق محكوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بود
 یعنی  فراموشی  قلب تقاضای عفو عشق را داشت
ولی همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداری از عشق

آهای چشم مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی دیدن اونو داشتی
ای گوش مگر تو نبودی كه در آرزوی شنیدن صدایش بودی
و شما پاها كه همیشه آماده رفتن به سویش بودید
حالا چرا اینچنین با او مخالفید؟

همه  اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند
تنها عقل و قلب در جلسه ماندند
عقل گفت :دیدی قلب همه از عشق بیزارند
ولی من متحیرم كه با وجودی كه عشق بیشتر از همه تو را آزرده

چرا هنوز از او حمایت میكنی !؟
قلب نالید:كه من بدون وجود عشق دیگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانیه كار ثانیه قبل را تكرار میكند
و فقط با عشق میتوانم یك قلب واقعی باشم
پس من همیشه از او حمایت خواهم كرد حتی اگر نابود شوم  

                             Image and video hosting by TinyPic    Image and video hosting by TinyPic    Image and video hosting by TinyPic



| *| نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت 8:24 توسط فرزانه |
*~*~....خداحافظ~*~*

عزیزی که فرصت بیان احساسات رو به من ندادی، خداحافظ.
من دیگه غرق تنهایی شدم که تو می خواستی در آن غرق بشم
می خوام ساده و پاک برای تو و قلب خودم و همه اعتراف کنم
و مطمئنم این چیزی از ارزشهای من کم نمی کنه و لطمه ای هم به غرورم نمیزنه

برای یکبار و حتی آخرین بار هم که شده مجبوری احساس منو بخونی، می دونی چرا؟
چون دیگه گوش نمی دی و فقط چیزی رو می خواهی که خودت می خواهی ببینی یا بشنوی
می دونی وقتی كسی داره غرق می شه، دیگه نمیگه سلام
فقط کمک می خواد، ولی كار من دیگه از کمک خواستن گذشته
می خوام برای آخرین بار بگم: که من برای نابود نشدن عشق و احساسم همه ی تلاشمو کردم

درست تو لحظه ی اوج، درست تو اون بالا بالاها، که فكر میکردم دستت توی دست منه
ولی افسوس که تو خیلی وقت بود دستت رو از دست من جدا کرده بودی
و من چه دیر فهمیدم، که تنها درون گود ایستادم و دارم برای چیزی می جنگم
كه اون خیلی وقته مال من نیست
من توی وجود تو، یه ذره از وجود خدا، یا حتی یه تکه از وجود خودمو پیدا کرده بودم

تو اون شاهزاده ای نبودی که من توی قصه هام ازش یه بت ساخته بودم
تو حتی اون چیزی که خودت رو نشون میدادی، هم نبودی
برای من دیگه اسم تو یا هویت تو مهم نیست
برای من اون عشق و احساسی که توی وجود تو پیدا کردم، عزیز و دوست داشتنیه
واسه همین هم تا ابد دوستت خواهم داشت
فقط بدون، همیشه خواستم پُر بشی از من

تو عمیق تر از اونی بودی که احساس من بتونه تو رو پر کنه
و هر چی تلاش کردم، دیدم تمام وجودت خالیه، آره! از من خالیه
آخه من چقدر هستم که بتونم عظمت وجود تو رو پر کنم
به جای اینکه من پُرت کنم، غرق اعماق وجود تو شدم و نابود شدم
آره! توی وجود تو گم شدم
و كسی به من فرصت کمک خواستن هم نداد

همیشه از خدا می خواستم که یه عشق واقعی رو بهم بده
اون عشق رو بهم داد، گرچه خیلی زود هم ازم گرفت
ولی هر چه بیشتر میگذره به حقیقی بودن اون عشق مطمئن تر میشم
حتی نبودن تو توی این مدت نتونست ذره ای از احساس من کم کنه
چه بسا هر لحظه قدرتش رو توی قلبم بیشتر از پیش احساس می کنم

دلم می خواد برات آرزو کنم که یه روزی عاشق بشی
ولی برات آرزوی قشنگتری می کنم
اینکه اگر عاشق شدی هیچ وقت دلت نشکنه و در کنار عشقت طعم خوشبختی واقعی رو بچشی
آرزوی یه عاشق برای معشوقش چیزی غیر از این نمی تونه باشه

دیگه حتی نمی خوام فکر کنم که احساس واقعی تو چی بود؟
دیگه دنبال مقصر هم نمی گردم.. دنبال برنده و بازنده هم نیستم
اگه برنده و بازنده ای هم باشه.. اون برنده تویی
تو بردی... آره! فقط تو بردی
ولی من خوشحالم که به تو باختم
2iswe55.jpg  



| *| نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت 8:15 توسط فرزانه |
*~*~...یک نفر هست~*~*

مهربانم ,ای خوب2ev9nip.gif 
یاد قلبت باشد , یک نفر هست که اینجا
2ev9nip.gifبین آدمهایی , که همه سرد و غریبند باتو 
تک و تنها به تو می اندیشد
2ev9nip.gif 
و کمی
دلش از دوری تو دلگیر است
مهربانم ای خوب
2ev9nip.gifیاد قلبت باشد,یک نفر هست که چشمش 
به رهت دوخته بر در مانده
و شب و روز دعایش این است
2ev9nip.gif
2ev9nip.gifزیر این سقف بلند, هر کجایی هستی , به سلامت باشی
و دلت همواره , محو شادی و تبسم باشد...
مهربانم ای خوب
2ev9nip.gif
یاد قلبت باشد
یک نفر هست که دنیایش را
2ev9nip.gifهمه ی هستی و رویایش را,

به شکوفایی احساس تو پیوند زده
و دلش می خواهد,
2ev9nip.gif

 لحظه ها را با تو , به خدا بسپارد
مهربانم ای خوب
2ev9nip.gifیک نفر هست که با تو
تک و تنها , با تو
پر اندیشه و شعر است و شعور
پر احساس و خیال است و سرور
2ev9nip.gif
مهربانم !این بار , یاد قلبت باشد
یک نفر هست که با تو
2ev9nip.gifبه خداوند جهان نزدیک است
و به یادت هر صبح ,
2ev9nip.gif

گونه سبز اقاقی ها را 
2ev9nip.gifاز ته قلب و دلش می بوسد
 
  



| *| نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 20:15 توسط فرزانه |
*~*~عشق~*~*

عاشقانه دستهایش را گرفتم. گرمای عجیبی در سینه جانم را می سوزاند.عطر عجیبی پراکنده بود. حالتی داشتم وصف ناپذیر. گویی توآسمون بودم. به من لبخند می زد و در انتظار جوابش بود. گویی هوش از سرم پریده بود. نبضشوتو دستام حس می کردم. حتم داشتم اون هم همینطوریه. حس می کردم، آسمان،زمین، و همه چیز مال منه . آتیشی تو دلم به پا بود. آتشی بالاتر از زمان و جسم
تنها چیزی درونم را آزار می داد, شرم داشتم در چشماش نگاه کنم. لیاقتش را نداشتم. از بی ابرویی،گریه ام گرفت. من کجا و آسمان کجا؟
احساس کردم اون هم گریه می کنه. سرمو بلند کردم, بی اختیار دستمو روی صورتش گرفت و همون طور اشک می ریخت. درکش برایم مشکل بود. این من بودم که باید گریه می کردم
کاش بودند ستاره ها، تابه من حسودی می کردند
996-ashegane-.jpg 



| *| نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 20:8 توسط فرزانه |
*~*~خدایا شکرت~*~*

خدایا تو را شکر می کنم که اشک را آفریدی که عصاره حیات انسان است

آنگاه که در آتش عشق می سوزم یا در شدت درد می گدازم

 یا در شوق زیبایی و ذوق عرفانی آب می شوم و سراپای وجودم روح می شود، لطف می شود، عشق می شود، سوز می شود،

 و عصاره وجودم به صورت اشک آب می شود و به عنوان زیبا ترین محصول حیات که وجهی به عشق و ذوق دارد و وجهی دیگر به غم و درد در دامان وجود فرو میچکد
4hs6mtj.jpg



| *| نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 20:5 توسط فرزانه |

 

 


pretty-love20

فرزانه

pretty-love20

http://pretty-love20.blogfa.com

الهه ی شرقی

الهه ی شرقی

الهه ی شرقی

مطالب رومانتیک و عاشقانه

الهه ی شرقی

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

JavaScript Codes